روزانه
سلام عشقم اول برات از اخر هفته پیش می نویسم یعنی روز 5 شنبه30 خرداد 92 قرار بود بعد از نهار بریم کیان اما قبلش شما حسابی خودت رو خوشگل کردی و تمام بدنت رو با خودکار خط خطی کردی این جوری بعد من مجبور شدم شمارو بفرستم اب بازی کنی تا تمیز بشی البته بعد هم خودم اومدم و کلی تلاش کردیم تا تمیز شد البته مدتیه که یاد گرفتی خودت لباساتو در می اری البته شلوار و تاپ رو خودت می پوشی اما برای پوشیدن لباس های استین بلند به مشکل بر می خوری بنابر این اینم از شاهکارت درست قبل از حرکت خلاصه رفتیم کیان فردا صبحش با پدر رفتیم یه کم دور زدیم اما نمی دونم چرا شما همش گریه کردی البته بگم دوست داشتی بیای بغ...





